معشوقه ریون بلک

ریون بلک در حالی که رو به دوربین صحبت می‌کرد، گفت: «شما یا سلطه‌گر هستید یا نیستید.» این زن جوان سیاه‌پوست در وبلاگ خود که ده‌ها هزار دنبال‌کننده در سراسر جهان داشت، درباره تجربیات خود به عنوان یک سلطه‌گر حرفه‌ای، وضعیت روابط بین مردان و زنان سیاه‌پوست و زندگی خصوصی‌اش صحبت کرد. ویدیوهایی که ریون بلک ساخت بسیار محبوب بودند و تنها در سال گذشته، او تنها از فروش آنها بیست و نه هزار دلار درآمد کسب کرد.

آخرین ویدیویی که ریون بلک ساخت، «قاتل از آب درآمد»، یکی از پرفروش‌ترین‌های او بود، تا جایی که خرده‌فروشان بزرگ آنلاین بزرگسالان سفارش‌های زیادی دادند. ریون بلک لبخند زد، زیرا هیچ چیز را بیشتر از سود دوست نداشت، البته شاید به جز لذت سادیستی تسلط بر دیگران. در آخرین ویدیو، ریون بلک تمام تلاش خود را برای تنبیه یک به اصطلاح اراذل و اوباش به نام آقای ماریوس به کار گرفت، که قطعاً حقش بود.

آقای ماریوس پرسید: «جادوگر، می‌خوای با من چیکار کنی؟» ریون بلک در سیاه‌چال موقتش به او نزدیک شد و آن مرد قدبلند، تنومند و سیاه‌پوستِ شرور، او را تماشا می‌کرد که چطور با حالتی مهربان اما تهدیدآمیز، جسمی را در آلت تناسلی‌اش نوازش می‌کند. ریون بلک که پابرهنه ایستاده بود و ۱.۵۷ متر قد داشت، با کفش‌های پاشنه بلند حتی بلندتر به نظر می‌رسید. او که یک جلیقه چرمی مشکی روی یک تاپ رکابی مشکی و دامن کوتاه چرمی مشکی پوشیده بود، خوش‌فرم، جذاب و خطرناک به نظر می‌رسید.

در این ویدئو، ریون بلک نقش یک ارباب را بازی می‌کرد که خانه‌اش توسط یک اراذل و اوباش بدنام، با بازی آقای ماریوس، که به دنبال پول است، مورد سرقت قرار گرفته است. ریون بلک از دانش خود در جوجیتسو برای غلبه بر آقای ماریوس و دستگیری او استفاده کرد. آقای ماریوس خود را در لانه ریون بلک می‌یابد و این ارباب زیبا اما بدجنس تصمیم می‌گیرد به این سارق نگون‌بخت درسی بدهد که به این زودی‌ها فراموش نکند…

ریون بلک با لبخندی دلنشین به آقای ماریوس که بسته شده و روی یک نیمکت چوبی خم شده بود و باسنش نمایان بود، پاسخ داد: «همه چیز». در دنیای BDSM، بیشتر زنان سیاه‌پوست، چه مسلط و چه مطیع، با هر کسی جفت می‌شدند، به جز مردان سیاه‌پوست. انگار مردان و زنان سیاه‌پوست در دنیای BDSM به یکدیگر یا چیزی شبیه به آن حساسیت دارند. وقتی ریون بلک چند سال پیش وارد صحنه شد، اوضاع شروع به تغییر کرد. همانطور که معلوم شد، بازار بزرگی برای چیزهای عجیب و غریب سیاه‌پوستان وجود داشت، اما هنوز کسی به آن روی نیاورده بود…

آقای ماریوس التماس کرد: «لعنتی، منو نکن، من هرزه نیستم.» و ریون بلک با خوشحالی خندید و پشت سر او قرار گرفت. زن قدبلند و خوش‌اندام سیاه‌پوست سلطه‌جو پشت مرد جوان سیاه‌پوست که قیافه‌ای خشن اما به طرز فجیعی بسته شده داشت، ایستاد و قبل از پوشیدن دستکش‌های چرمی، باسن او را نوازش کرد. در حالی که آقای ماریوس همچنان ناله می‌کرد، ریون بلک مقداری روان‌کننده برداشت و شروع به چرب کردن باسن او کرد و آماده شد تا او را حسابی گایید.

ریون بلک با لحنی بی‌احساس گفت: «شما زندانی من هستید، آقای ماریوس، یا تسلیم من می‌شوید و من با اسباب‌بازی‌هایم کونتان را می‌گایم و ممکن است ولتان کنم، یا به مقامات زنگ می‌زنم و شما سر از زندان درمی‌آورید و تبدیل به حشری یک احمق بزرگ می‌شوید، انتخاب با شماست.» آقای ماریوس برای لحظه‌ای سرش را برگرداند و به او نگاه کرد و دید که آن زن جوان سیاه‌پوست عجیب و غریب، چرم‌پوش، زیبا اما بی‌رحم، قطعاً جدی است.

آقای ماریوس در حالی که سرش را تکان می‌داد گفت: «باشه عوضی، هر کاری از دستت برمی‌آید بکن.» و ریون بلک با لبخندی از جواب او راضی بود. بدون معطلی بیشتر، کاندومی را روی انتهای دیلدو تسمه‌ای پیچید، آن را چرب کرد و سپس وارد کون آقای ماریوس کرد. دزد تنومند و تیره‌پوست وقتی وارد کون او شد نفسش بند آمد و او در حالی که با ضربات عمیق و قدرتمند شروع به گاییدن او می‌کرد، به او تکیه داد. ریون بلک با خوشحالی از روند کار، با خودش فکر کرد: «خب، این چیزیه که من دوست دارم.»

ریون بلک با فریاد به آقای ماریوس گفت: «حالا کی عوضیه؟» و در حالی که با دیلدوی بنددارش باسن او را سوراخ می‌کرد، کاملاً به حالت سلطه‌گری درآمد. در حالی که بسیاری از زنان سیاه‌پوست سلطه‌گر با مردان سیاه‌پوست بازی نمی‌کردند و خشم، شور و نفرت خود را متوجه بردگان مرد سفیدپوستی می‌کردند که به سمت آنها می‌آمدند، ریون بلک به مردان سفیدپوست، چه در رختخواب و چه بیرون از آن، اهمیتی نمی‌داد. ریون بلک یک زن سیاه‌پوست قوی است که فقط مردان سیاه‌پوست را دوست دارد، و نحوه ابراز این عشق توسط او گاهی اوقات می‌تواند کاملاً تکان‌دهنده باشد…

آقای ماریوس غرغر کرد: «لعنتی، بانو ریون، این درد داره اما یه جورایی حس خوبی داره.» و ریون به باسن او زد، باسنش را بالا و پایین برد و دیلدو را بیشتر در او فرو برد. بسیاری از زنان سلطه‌گر دوست دارند با مردان ضعیف، سیسی‌ها و پانک‌ها بازی کنند، اما ریون بلک هیچ علاقه و احترامی برای چنین مردانی نداشت. مردانی که ریون بلک دوست دارد بر آنها تسلط داشته باشد باید سیاه‌پوست باشند، و همچنین مردانه و قوی‌هیکل. در غیر این صورت، ریون بلک به سادگی با آنها سر و کله نمی‌زد.

ریون بلک در حالی که دیلدوی بنددار را روی کون سیاه او فرو می‌کرد، فریاد زد: «لعنتی، آقای ماریوس، قبل از اینکه از من یا هر کس دیگری چیزی بدزدی، دو بار فکر کن.» ریون بلک مخصوصاً آقای ماریوس، بازیگر پورن، را برای ویدیوی خود انتخاب کرد، زیرا او را در مجموعه‌ای از ویدیوهای پورن دگرجنس‌گرایانه، پورن تراجنسیتی و پورن دوجنسگرایانه دیده بود. مطمئناً این برادر در ژانرهای مختلف پورن طرفداران زیادی داشت.

آقای ماریوس همیشه نقش مرد سیاه‌پوستِ مردسالار را بازی می‌کرد، چه آلت تناسلی‌اش را در کس یک دختر سفیدپوستِ هرزه فرو می‌کرد، چه سکس سه‌نفره داغِ مرد/زن/مرد داشت، چه یک تراجنسیتی برزیلی با سینه‌های بزرگ و باسنی بزرگ‌تر از اکثر زنان معمولی، آلت تناسلی بزرگ سیاه‌پوستش را می‌مکد. ریون بلک متوجه شد که چه آقای ماریوس با یک زن، یک مرد یا یک تراجنسیتی سکس کند، هرگز اجازه نمی‌دهد کسی باسنش را لمس کند. خب، این سلطه‌گر سیاه‌پوستِ جذاب تصمیم گرفت این رویه را تغییر دهد، به همین دلیل او را برای این ویدیو استخدام کرد…

آقای ماریوس جیغ زد: «آخ، لعنت، لطفا رحم کنید، بانو ریون بلک.» آقای ماریوس که دیگر از کوبیدن آلت تناسلی مردانه‌اش به مقعدش خسته شده بود، جیغ زد. ریون بلک لبخندی زد و از خودش راضی بود که باعث شده یک مرد سیاه‌پوست دیگر هم ارضا شود. به آرامی دیلدو را از در پشتی آقای ماریوس بیرون کشید و از کار دست او تحسین کرد. برادر خسته شده بود و روی نیمکت ولو شد. تازه آن موقع بود که ریون بلک بندهای آقای ماریوس را باز کرد. ریون بلک با خوشحالی فکر کرد: «کار من اینجا تمام شد.»

ریون بلک پس از پایان فیلمبرداری به آقای ماریوس گفت: «از همکاری با شما لذت بردم.» آقای ماریوس که هنوز پاهایش می‌لرزید، سری تکان داد و به سمت دوش‌های نزدیک رفت. او داشت یک چک دو هزار دلاری خوب برای چند ساعت کار می‌گرفت. اکثر استودیوهای پورن فقط به بازیگران مرد حدود هشتصد دلار برای هر صحنه می‌پرداختند و این‌ها سخاوتمندانه‌ترین‌ها بودند. ریون بلک تنها ستاره زن در ویدیوهای اوست و او به بازیگران مرد سیاه‌پوست برای کار خوب پاداش می‌دهد. این روشی است که افراد سرشناس انجام می‌دهند…

بعد از پایان فیلمبرداری، ریون بلک گروه فیلمبرداری، نورپردازان و دیگران را مرخص کرد و به سینما رفت. او فیلم پرفروش «ونوم» را تماشا کرد و از آن خوشش آمد. ریون بلک در حالی که در شهر مونترال قدم می‌زد، جواهر تاج ایالت «لا بل» را تحسین می‌کرد. آنجا زیبا بود و زندگی برایش خوب بود، تنها چیزی که کم داشت، کسی بود که ارزشش را داشته باشد تا آن را با او تقسیم کند.

ریون بلک با پیشینه‌ای بسیار غیرمعمول وارد دنیای حرفه‌ای BDSM و سرگرمی‌های شهوانی شد. شارلین دوبوا در شهر مونترال، کبک، از یک زوج ادونتیست هائیتیایی، ژان کلود و مارتین دوبوا، که قبلاً اهل ژاکمل، هائیتی بودند، متولد شد. شارلین دوبوا که در استان لا بل بزرگ شد، از محدودیت‌هایی که والدین عمیقاً مذهبی‌اش بر او اعمال می‌کردند، به ستوه آمد. مانند بسیاری دیگر از افراد پیش از خود، این زن جوان هائیتی-کانادایی سر به شورش برداشت.

شارلین دوبوا هنگام تحصیل در دانشگاه مونترال برای تحصیل در رشته مهندسی عمران، با مردی به نام اریک جکسون، مرد سیاه‌پوست قدبلند و خوش‌قیافه‌ای که اصالتاً اهل کورال گیبلز، فلوریدا بود، آشنا شد. اریک جکسون اتفاقاً استاد مدعو دانشگاه مونترال بود و به مدت یک سال از دانشگاه ایالتی فلوریدا، دانشگاه محل تحصیل و مؤسسه آموزشی دائمی خود، به آنجا منتقل شده بود. جرقه‌هایی بین دانشجوی دختر جوان و وحشی و استاد شیطون زده شد و بقیه ماجرا، همانطور که می‌گویند، دیگر تمام شد.

اریک جکسون به شارلین دوبوا گفت: «تو سیری‌ناپذیری.» در حالی که زن جوان هائیتیایی با لباس‌های زیبا و برهنه، پوست شکلاتی‌اش برق می‌زد و سینه‌های بزرگش از این سو به آن سو تاب می‌خورد، روی او نشسته بود. شارلین لبخند زد و کیر بزرگ و تیره‌ی او را گرفت و محکم نوازش کرد. پیش از آن، شارلین روی زانوهایش نشسته بود و کیر اریک را مکیده بود و آنقدر او را مکیده بود تا مثل سنگ سفت شده بود، و سپس تفریح ​​هر دوی آنها شروع شد…

شارلین در حالی که با اریک راند دیگری را شروع می‌کرد، گفت: «من عجیب‌تر از آن چیزی هستم که فکرش را بکنی.» شارلین در حالی که سوار بر چوب سکس بزرگ و تیره اریک بود، دستانش را روی شانه‌های او گذاشت. اریک نوک سینه‌هایش را می‌مکید و به باسن بزرگ و گرد او سیلی می‌زد، از اینکه کس تنگش آلت تناسلی‌اش را گرفته بود، لذت می‌برد. اریک عاشق سکس با زنان سیاه‌پوست جوان‌تر بود و شارلین خودش در یک دسته قرار می‌گرفت. مرد سیاه‌پوست قدبلند، چهل و چند ساله و خوش‌قیافه تقریباً به سختی می‌توانست با او همراه شود. تقریباً.

پس از جلسات متعدد سکس شهوانی با شارلین، اریک او را با دنیای BDSM، علاقه پنهان خود، آشنا کرد. در ابتدا، شارلین مردد بود و اریک انتظار داشت که او مانند اکثر سیاه‌پوستان واکنش نشان دهد، که BDSM را به عنوان چیزی زشت که فقط سفیدپوستان عجیب و غریب دوست دارند، رد می‌کردند. در کمال تعجب اریک، شارلین به BDSM، به ویژه سلطه، مانند گربه‌ای که به شکار موش می‌رود، روی آورد…

اریک به شارلین گفت: «لعنتی، با من راحت باش.» این اولین باری بود که آنها کمی شوخی و بازی نقش‌ها را امتحان کردند. اریک چهار دست و پا روی زمین بود و شارلین کاملاً برهنه بود، به جز دیلدو جدیدی که با هم خریده بودند و به کمرشان بسته می‌شد. آنها در خانه اریک بودند که در چند کیلومتری دانشگاه مونترال قرار داشت. اریک مردد بود، اما شارلین کاملاً هیجان‌زده و مشتاق شروع کردن بود…

شارلین گفت: «گریه نکن اریک، مثل یه عوضی حرف می‌زنی.» و وقتی اریک به چشمان او نگاه کرد، اراده آهنین و چیزی هم جذاب و هم خطرناک دید. اریک سر تکان داد و کاری را که به او گفته شده بود انجام داد. شارلین لبخند زد و به باسن او زد، سپس دیلدو را به داخل سوراخ پشتی او فرو کرد. اریک ناله کرد وقتی شارلین به او دخول کرد و شارلین باسن او را گرفت و شروع به گاییدن او کرد. در حالی که اریک در حالی که از مقعد توسط او گاییده می‌شد فریاد می‌زد، شارلین لحظه‌ای از قدرت و آرامش تقریباً سورئال را تجربه کرد. سلطه درونی او متولد شد…

شارلین بیش از یک ساعت اریک را نگه داشت و با دیلدو کونش را گایید، و مرد سیاه‌پوست مسن‌تر مثل یک عوضی فریاد می‌زد، ناله می‌کرد و جیغ می‌زد. شارلین با دیلدوی بندی‌اش او را گایید و تا زمانی که اریک به او نگفت که دیگر بس است، دست از این کار نکشید. بعد از آن، آنها در آغوش یکدیگر دراز کشیدند. برای اریک، این یک آزمایش سرگرم‌کننده بود. برای شارلین، این یک رویداد متحول‌کننده زندگی بود. زن جوان هائیتی-کانادایی بالاخره فهمید که برای چه چیزی ساخته شده است، یک سلطه‌گر واقعی…

وقتی ریون بلک از سینما به خانه برگشت، لبخند بر لب داشت. ویرایش ویدیو بخشی از سرگرمی او بود. چند روز بعد، آن را برای توزیع‌کنندگان فرستاد و دنیای فیلم‌های بزرگسالان آنلاین و دنیای حرفه‌ای BDSM را کاملاً تکان داد. ریون بلک بازار BDSM «سیاه روی سیاه» را در دست گرفته و با انجام کاری که دوست داشت، پول زیادی به دست آورده است.

بعضی از افراد در دنیای سرگرمی‌های بزرگسالان آنلاین و دنیای حرفه‌ای BDSM به سادگی بی‌علاقگی کامل ریون بلک به بازی با ساب‌های نژادهای دیگر را درک نمی‌کردند و ریون بلک ذره‌ای به نظر آنها اهمیت نمی‌داد. ریون بلک کاری را که انجام می‌داد برای جلب رضایت دیگران انجام نمی‌داد، بلکه هدفش جلب رضایت برادران و خواهران در سبک زندگی BDSM بود. برای این سلطه‌گر هائیتی-کانادایی، وقتی صحبت از کینک می‌شود، بلک آن بلک قطعاً در جایگاه خود قرار دارد و او هیچ عذرخواهی‌ای برای عمل به آنچه موعظه می‌کرد، نکرد.

ریون بلک هنگام چک کردن وبلاگش، پیام جدیدی دید که او را خوشحال کرد. برادری که خودش را بلال معرفی کرده بود، اهل جایی در مینه‌سوتای دوردست، به ریون بلک گفت که چقدر از خرید ویدیوهای او لذت می‌برد، چقدر خوشحال است که بالاخره یک سلطه‌گر سیاه‌پوست را می‌بیند که با مردان سیاه‌پوست مطیع رفتار می‌کند، و او را تشویق کرد که به راهش ادامه دهد. ریون بلک در پاسخ نوشت: «ممنون برادر، تو روزم را ساختی.» ریون بلک در حالی که تمام مدت لبخند می‌زد، تایپ کرد.

Leave a Comment