زنان بوچ دوجنسگرای کبک

میراندا «ام‌تی» توپینیر در حالی که لبخند می‌زد، گفت: «ممنون عزیزم، خیلی ممنون بابت این هدیه.» دوست پسرش بنجامین «بنی» گوریه با جدیت یک بسته شورت مردانه رنگ روشن به او داد. او انتظار چنین چیزی را نداشت، مخصوصاً از طرف او. آن دو در آپارتمان بنی در مونترال-نورد مشغول استراحت بودند و بنی رفته … Read more

فمدوم کبک برای ورزشکاران هائیتیایی

سیلوی بوهارنه در حالی که به نامزد هیکلی، قدبلند و فوق‌العاده خوش‌قیافه هائیتی-کانادایی‌اش نگاه می‌کرد، با تکان دادن سرش و پوزخندی گفت: «دست از غرغر بردار برنارد، فقط کمی استراحت کن تا اینقدر درد نداشته باشی.» در اتاق خواب اصلی آپارتمانشان در مونترال-نورد، اوضاع داشت داغ می‌شد… درست همانطور که سیلوی نقشه کشیده بود. بالاخره … Read more

اغوا کردن دکتر هائیتیایی

سوزان مورو با آهی گفت: «دکتر، من یبوست دارم و همه راه‌ها را برای غلبه بر این انسداد روده امتحان کرده‌ام، اما انگار هیچ چیز جواب نداده، احساس نفخ می‌کنم، انگار باسنم آتش گرفته است.» این پزشک قدبلند، چهارشانه، با پوستی تیره و زیبا و ظاهری زمخت، طبق معمول با همدلی سر تکان داد. دکتر … Read more

زن میانسال کبکی در کتابخانه

«هیس، حرف زدن در کتابخانه شهر مونترال ممنوع است.» این را مارگریت بلانگر، کتابدار ارشد، با لبخندی جدی گفت و عینک قاب‌دارش را روی پل بینی‌اش تنظیم کرد و لب‌هایش را برای تأثیرگذاری بیشتر غنچه کرد. این کتابدار پنجاه و چند ساله، با قدی حدود ۱۸۰ سانتی‌متر، اندامی خمیده، موهای قهوه‌ای و پوستی مرمرین، که … Read more

زن قحبه کبکی برای مرد هائیتیایی

کیتلین ساو با لبخندی کمرنگ گفت: «من شما را در بسیاری از شعب والمارت دیده‌ام، آیا شرکت شما شما را فقط به آنجا می‌فرستد تا کار کنید؟» او به مرد جوان سیاه‌پوست ریش‌دار، درشت‌هیکل، خوش‌قیافه و زمختی که روبرویش ایستاده بود نگاه می‌کرد. او سه اینچ از او بلندتر بود، سبزه، بسیار مردانه و باشکوه. … Read more

زن ایرانی جذاب برای مردان هائیتیایی

کارن مازندرانی در حالی که هر دو در گوشه‌ای آرام در طبقه اصلی کتابخانه دانشگاه کارلتون نشسته بودند، به وینسنت «تی-من» توسن گفت: «سال‌هاست که به مردان سیاه‌پوست، به خصوص آنهایی که اهل جزیره هائیتی هستند، علاقه دارم، اما همیشه از اینکه مردم درباره من چه فکری می‌کنند، شرمنده بوده‌ام.» شبی یخبندان در شهر اتاوا … Read more

مردان سیاه‌پوست دوجنسگرا و محجبه ایرانی

آزیتا زاهدی با نگاهی مغرورانه به محمود تیلاهون و ساموئل لکونته گفت: «خب، من دوست دارم مردهای مسلمان را در حال سکس با مردهای دیگر تماشا کنم، این را گفتم.» دو مرد جوان سیاه‌پوست نگاهی و لبخندی رد و بدل کردند. زن مسلمان ایرانی با قدی حدود ۱۸۰ سانتی‌متر، اندامی خوش‌فرم، محجبه و لباسی پوشیده … Read more

زنان ایرانی در مقابل مردان گامبیایی

«خانم‌های خوب ایرانی کارهایی که من می‌کنم را انجام نمی‌دهند، یا بی‌باکانه زندگی نمی‌کنند، می‌دانم که من قوانین را زیر پا می‌گذارم اما برایم مهم نیست.» این جمله را نازنین «نانا» فریدون گفت و لب‌هایش را لیسید و به دوست پسرش احمد گاساما نگاه کرد. پسر مسلمان گامبیایی قدبلند، تنومند و تیره‌پوست به او لبخند … Read more

زنان جامائیکایی به شوهرداری روی آورده‌اند

وینسنت کلارنس در حالی که روبروی کندرا جانسون، دوست دختر سابق و معشوقه سابقش نشسته بود، با شانه‌ای بالا انداختنِ جبرگرایانه گفت: «سناریوهای شکستِ پول، هر چقدر هم که آزاردهنده به نظر برسند، من را تحریک می‌کنند.» این سلطه‌گرِ آفریقایی-آمریکاییِ قدبلند، خوش‌هیکل، با پوست شکلاتی و لباس چرمی به او نگاه کرد و لبخند زد، … Read more

مرد مسلمان دوجنسگرا جامائیکایی

ناصر الحریث در حالی که بلند می‌شد و آخرین نگاه را به کارما آرمسترانگ، دوست دختر سابقش، می‌انداخت، با خود می‌گفت: «آه، چه فراز و نشیب‌هایی در زندگی یک مرد سیاه‌پوست دوجنس‌گرا.» زن جوان جامائیکایی با قدی حدود ۱۸۰ سانتی‌متر و اندامی خوش‌فرم، آنجا نشسته بود، چشمانش را در هم کشیده بود و نگاهی جسورانه … Read more